مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )
97
محاسن اصفهان ( فارسى )
جاى مىآورد ، تا به واسطهء مساعى جميلهء او ، اهالى چون قوم و قبيله مرّفه الحال ، فارغ البال از آن مناص ، خلاص يافتند ، و در كنف دولت ، و جوار او آسودگى و جمعيت را به تار و پود لباس كار خود بافتند ، و او - رحمه اللّه - متوجّه بهشت اكثر آن به ملكيّت به فرزندان خود كه هريك به حقيقت ، از فضيلت استعداد ملكپرورى و شرف استبداد عدلگسترى ، طريقهء پدرى مىسپرند ، و به يقين ، در دفع ظلم و فتنه از آن موضع ، به منزلت سپرند بهشت ، تا غايت كه به سبب حسن تدبير و شمول اشفاق و غمخوارگى بىدريغ اين دو مهر و ماه آسمان فتوّت ، و دو دريا و ابر احسان و مروّت ، ملك اعظم اعدل ، صاحب اكرم اكمل ، دستور الوزراء ، نظام و صلاح ايران ، علاء الدّوله ملك علاء الدّين - اعلى اللّه رتبته - و صاحب اعلم افضل ، ملك معظّم اعدل ، عضد الوزراء ، يمين الملّة و الدّين ، ملك يمين ادام اللّه يمنه بمنّه لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آية جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ در شأن آن نازل ، و نضارت و نزاهت مينو و ارم و غزارت و فكاهت كوثر و خلد او را حاصل ، و در سايهء دولت و كنف معدلت ايشان ، ذكر النجان از او خامل ، و به پيروزى بخت شرف ، لقب « پيروزان » بدان و اصل گشت . دگير سلمان پارسى - رضى اللّه عنه - كه نام او روزبه بن وهامان بود ، منشأ و مولد ، ديه كيان است از ناحيت قهاب اصفهان ، خادم رسول - عليه السّلام - به اجابت دعوت دين در پارس ، سابق بنى آدم ، و به اصابت فكر و تصفّح ما فيها علم علماى علم ، عالم متبحّر اديان قسوس و احبار ، واقف سرائر نصوص و اخبار ، و چون طلعت صباح ايمان ، بر روى او رخشان شد ، و لمعت مصباح ايقان ، به سوى او درفشان ، و محجّت ، واضح ، و حجّت ، لايح گشت ، مانند سيل از قلّهء كوه و قار ، به صحراى مطاوعت روان ، و چون ستاره در ديجور ، از آسمان عزيمت ، به زمين مسارعت دوان شد ، و به جان و دل : « تن و جان هر دو فدا كرد ، و زر و مال بداد » ، لاجرم رسول خداى متعال ، بر فرمودهء « سلمان منّا أهل البيت » قدر و منزلت او را مرتبهء اهل و آل بداد ، و همچنين در حقّ او فرمود : « أنا سابق العرب إلى الجنّة ، و سلمان سابق الفرس إليها » . و روايت است از ابو هريره كه چون اين آيت كه : وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا